محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1189
تاريخ الطبرى ( فارسي )
امان گرفتند . براى ساره نيز امان گرفتند و ببود تا به روزگار عمر بن خطاب در ابطح زير پاى اسب كشته شد . حويرث بن نقيذ را نيز على بن ابى طالب كشت . واقدى گويد : پيمبر گفته بود شش مرد و چهار زن را بكشند و همان مردان را نام مىبرد كه در روايت ابن اسحاق هست و جزو زنان هند دختر عتبة بن ربيعه را نام مىبرد كه مسلمان شد و بيعت كرد ، و ساره كنيز عمرو بن هاشم بن عبد المطلب كه كشته شد ، و قريبه كه كشته شد و فرتنا كه تا به روزگار خلافت عثمان زنده بود . قتادهء سدوسى گويد : پيمبر بر در كعبه ايستاد و گفت : « خدايى جز خداى يگانهء بى شريك نيست كه به وعده وفا كرد و بندهء خويش را فيروزى داد و احزاب را فرارى كرد . بدانيد كه هر امتياز و خون و مال مورد ادعا به جز پرده دارى خانه و سقايى حاج محو شد . بدانيد كه قتل خطا چون قتل عمد است . مقتول تازيانه و عصا را نيز خونبها بايد كه از جمله چهل آبستن باشد ، اى گروه قرشيان خدا غرور جاهليت و تفاخر به پدران را از ميان برد ، مردم از آدمند و آدم را از خاك آفريدهاند ، آنگاه اين آيه را بخواند : « * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ من ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ 49 : 13 ) * . » [ 1 ] يعنى : اى مردم ، ما شما را از مرد و زن بيافريديم و جماعتها و قبيله ها كرديم تا همديگر را بشناسيد ( ور نه ) گرامىترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست . » سپس گفت : « اى گروه قريش واى مردم مكه ، پنداريد با شما چه ميكنم ؟ » گفتند : « نيكى مىكنى كه برادرى بزرگوار و برادرزاده اى بزرگوارى . » پيمبر گفت : « برويد كه شما آزادشدگانيد . »
--> [ 1 ] حجرات : 13